part:33
اسم فیک:زخم های رقم خورده.
``سرد بودنش شد دلیل ناراحتیم``
+آقای کیم تهیونگ بامن کارداشتید.
_هوم مطلعه هستی که با یه شرکت جدیدی قراره همکاری کنیم.
+بله.
_تو قراره براشون تبلیغ انجام بدی هم قدت منتاسبه هم وزنت.
+متوجه هستم فقط چرامن.
_چون من انتخابت کردم سوال دیگه ای نیست.
+چیشده انقدر سردی باهام .
_به گفته خودت داخل شرکت منوتو فقط کارمندیم منم لازم ندیدم بیشتر از این باهات گرم بگیرم.
+تهیونگ تو باید درکم....
_مگه تو درکم کردی که من درکت کنم.
+........................
_میتونی بری خانم رزا.
+برای اولین بار هیچ جوابی نداشتم که به تهیونگ بگم بهش فکر میکنم واقعا راست میگه چون دیوارهای شرکت شیشه ای بودند الکساندر به راحتی میتونست منوتو تهیونگ رو ببینه با اینکه با رفتار سرد تهیونگ ناراحت شدم خودمو بیخیال نشون دادم و با دستم به الکساندر گفتم که اوضاع روبه رواله.
+پس با اجازتون آقای کیم تهیونگ.(بغض)
.........
_رزا واقعا داری بامن چیکار میکنی تو از اون ور قلبمو میشکونی و ازم فرارمیکنی حالا که باهات سرد شدم اشکات باعث میشه قلبم دوباره بشکنه خدایا چیکار میتونم بکنم من.
______________________________________
+منو خوب آرایش کرده بودن جوری که با پری هیچ فرقی نداشتم لباس نسبتا بازی هم پوشیده بودم دقیقا اون طوری که خودت شرکت میخواست جلوی فیلم بردار وایسادم و جوری که انگار تو این زمینه استعداد دارم ژست های بی نظیری گرفتم اما انگال فیلم بردار راضی نبود.
فیلم بردار:این عکس یچیزیش کمه. یه مرد بیاد نزدیک این خانوم بایسته.
+همه داشتن پچ پچ میکردن تهیونگ و لی دون سونگ هم روی یکی از صندلی ها نشسته بودن و داشتن با نگاهشون منو قورت میدادن کسی نبود که بخواد کنار من وایسه .
کارکن:آقا من میتونم کنار رزا باستم.....
_لازم نیست خودم اینکارو انجام میدن.
همه از تعجب دهنشون باز شده بود حتی خودمم از جمله ی ناگهانی تهیونگ تعجب کردم و از طرفی هم هیجان داشتم.
فیلمبردار:عالی شد یه زوج بی تقص .
+فیلمبردار خیلی مارو مجبور میکرد بهم نزدیک شیم طوری که بوی عطر تلخ قهوه تهیونگ رو حس میکردم یکی از عطرای مورد علاقم همونی که موقعی میخواست بره سرکار ازش استفاده میکرد .
فیلمبردار:تمومه تا چندروز دیگه عکسا متشر میشه.
_+خوبه.
لایک و کامنت ...
ادامه دارد...
``سرد بودنش شد دلیل ناراحتیم``
+آقای کیم تهیونگ بامن کارداشتید.
_هوم مطلعه هستی که با یه شرکت جدیدی قراره همکاری کنیم.
+بله.
_تو قراره براشون تبلیغ انجام بدی هم قدت منتاسبه هم وزنت.
+متوجه هستم فقط چرامن.
_چون من انتخابت کردم سوال دیگه ای نیست.
+چیشده انقدر سردی باهام .
_به گفته خودت داخل شرکت منوتو فقط کارمندیم منم لازم ندیدم بیشتر از این باهات گرم بگیرم.
+تهیونگ تو باید درکم....
_مگه تو درکم کردی که من درکت کنم.
+........................
_میتونی بری خانم رزا.
+برای اولین بار هیچ جوابی نداشتم که به تهیونگ بگم بهش فکر میکنم واقعا راست میگه چون دیوارهای شرکت شیشه ای بودند الکساندر به راحتی میتونست منوتو تهیونگ رو ببینه با اینکه با رفتار سرد تهیونگ ناراحت شدم خودمو بیخیال نشون دادم و با دستم به الکساندر گفتم که اوضاع روبه رواله.
+پس با اجازتون آقای کیم تهیونگ.(بغض)
.........
_رزا واقعا داری بامن چیکار میکنی تو از اون ور قلبمو میشکونی و ازم فرارمیکنی حالا که باهات سرد شدم اشکات باعث میشه قلبم دوباره بشکنه خدایا چیکار میتونم بکنم من.
______________________________________
+منو خوب آرایش کرده بودن جوری که با پری هیچ فرقی نداشتم لباس نسبتا بازی هم پوشیده بودم دقیقا اون طوری که خودت شرکت میخواست جلوی فیلم بردار وایسادم و جوری که انگار تو این زمینه استعداد دارم ژست های بی نظیری گرفتم اما انگال فیلم بردار راضی نبود.
فیلم بردار:این عکس یچیزیش کمه. یه مرد بیاد نزدیک این خانوم بایسته.
+همه داشتن پچ پچ میکردن تهیونگ و لی دون سونگ هم روی یکی از صندلی ها نشسته بودن و داشتن با نگاهشون منو قورت میدادن کسی نبود که بخواد کنار من وایسه .
کارکن:آقا من میتونم کنار رزا باستم.....
_لازم نیست خودم اینکارو انجام میدن.
همه از تعجب دهنشون باز شده بود حتی خودمم از جمله ی ناگهانی تهیونگ تعجب کردم و از طرفی هم هیجان داشتم.
فیلمبردار:عالی شد یه زوج بی تقص .
+فیلمبردار خیلی مارو مجبور میکرد بهم نزدیک شیم طوری که بوی عطر تلخ قهوه تهیونگ رو حس میکردم یکی از عطرای مورد علاقم همونی که موقعی میخواست بره سرکار ازش استفاده میکرد .
فیلمبردار:تمومه تا چندروز دیگه عکسا متشر میشه.
_+خوبه.
لایک و کامنت ...
ادامه دارد...
- ۵۴۴
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط